تبلیغات
روستای معلم كلا دیار سرداران، پهلوانان و نام آوران(مارمه کلای بابل) - جشن خرمن یا جشن برداشت شالی
روستای معلم كلا دیار سرداران، پهلوانان و نام آوران(مارمه کلای بابل)
به کانال فرهیختگان معلم کلا بپیوندید و آن را به اقوام و دوستان خود معرفی کنید moallemkela@
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


با سلام!
این وبلاگ به توصیه و تشویق بسیاری از معلم كلایی های فرهنگ دوست طراحی گردیده و امیداست كه ادامه كار با راهنمایی ها و كمك های عزیزان امكان پذیر گردد تا بتوانیم در تعالی فرهنگ غنی روستا و انعكاس آن در دهكده جهانی قدمی هر چند كوچك بر داریم.
روستای معلم كلا در جنوب شهر بابل ( جاده قدیم بابل – آمل) واقع شده است دارای ۳۵۰۰۰۰مترمربع مساحت است و از سمت شمال به روستای قمی کلا راه آسفالته دارد و درسمت جنوب دشت وسیع و وصل به روستای میر کلا می باشد ودرسمت شرق راه مال رو به روستای گلچوب و راه آسفالت به روستای درزی کلا دارد ودرسمت غرب به روستای كلاگرسرا و رود خانه ی كلارود و با جاده آسفالته به روستای شوبکلا ارتباط دارد. البته بیشتر رفت و آمدها از مسیر شمالی برقرار است.
فاصله روستا تا مرکز شهرستان بابل ۱۵کیلومتر است و در روزهای سه شنبه در كنار گلزار شهدا بازار هفتگی برقرار است به نام سه شنبه بازار و تعدادی از زنان پرتلاش این روستا محصولات زراعی خود از قبیل سبزیجات، سیفی جات و ... را در این بازار محلی به فروش می رسانند...

هشدار: انتشار و چاپ هرگونه اطلاعات از این وبلاگ به نام خود و بدون اجازه از مدیر آن و بدون درج نام و نام خانوادگی مدیر و نام وبلاگ شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.

مدیر وبلاگ :حسین عزیزپور معلم

سال های نه چندان خیلی دور مردمان روستا با اسبان خرمن كوبی می كردند و با لیفا كاه را دور می كردند و با فیهه شالی (بینج) را به كمك باد (هپاتن) نیم دانه و زلال بینج را جدا می كردند در زمان خرمن كوبی شالی آیینی مقدس داشتند كه همراه با  نام و یاد خدا و نام رسول خدا (ص) و شكر گزاری بود و سپاس. زمانی كه خرمن كوبی به اتمام می رسید و هنگام تقسیم كردن و كیسه زدن شالی بود از همان ابتدا سهم سادات و فقرا و میراب را جدا می كردند و به آنها تحویل می دادند و بعد از آن با پیمانه (كیله)  همراه با ذكر و نام خدا و پیامبر (ص) به داخل كیسه ها می ریختند و این آیین برای تمام كیسه ها تكرار می شد.

ظرفیت هر كیسه ده پیمانه بود كه به ترتیب: «نام خدا، بركت دنه خدا، دین محمده (ص)، چهاره، پنجه، ششه، هفته، هشته، مشته و خدا هده بركت»

 و این كیسه كه پر می شد نوبت به كیسه بعدی می رسید دوباره مسئول پیمانه كردن شروع می كرد: «نام خدا، بركت دنه خدا، دین محمده(ص) و ... »

و این روش تا پایان كیسه زدن شالی ادامه پیدا می كرد كسی از شركا نسبت به بزرگ و كوچك بودن كیسه ها معترض نبود همه راضی بودند.

خداوند هیچ گاه زمان ارباب و رعیتی را به هیچ جای جهان برنگرداند دوران ظلم تباهی مردم روستا بود زمانی كه كشاورز قصد داشت شالی خود را خرمن كوبی كند می باید به ارباب و مباشر اطلاع می داد كه ارباب نماینده خود كه همان مباشر بود به سر زمین كشاورز و زارع می فرستاد تا هم ناظر باشد و هم اینكه ابتدا سهم ارباب خود را بردارد و بعد از آن هرچه از «نیم دانه و چكو دله» باقی می ماند سهم كشاورز نگون بخت شود چه بسا كشاورزانی كه خرجی سال را نداشتند و از ارباب قرض می گرفتند و بر سر خرمن به او پس می دادند و دیگر محصول چندانی برای ذخیره كردن برای مخارج طی سال نداشتند و دوباره به درب خانه ارباب می رفتند قرض گرفتن ها شروع می شد و وای از آن درد و رنج از سال های قحطی و كم آبی.

 این قصه درد و رنج مردمانی است كه در حال حاظر، خروارها خاك را بالین خود كرده اند از این دنیای پر از رنج و عذاب رهایی یافتند. با شنیدن چنین درد و رنج بی اختیار اشك است كه از گوشه چشمان جاری می گردد و تمامی قامت صورت را می پوشاند. مردمانی كه صبوری از جنس كوه و قله دماوند بودند كه این قحطی و سختی ها و رنج، ذره ای به ایمان آنان خللی وارد نمی كرد

با تمام این مصیبت ها مردمان روستا شاد بودند و شاد می زیستند و خدا را برای همان نعمت شاكر بودند و سپاسگزار. اما امروز با آمدن تكنولوژی جدید برداشت شالی از كمباین های قدیمی گرفته تا جدید چینی كه شالی را سرپا درو می كنند و شالی برداشت شده را یكسره به داخل كیسه می ریزند دیگر نه از آن «نام خدا و آیین مقدس» برداشت شالی خبری است و نه از سهم فقیر و سادات و ...

و همین است كه تلاش زیاد شده و اما بركت از زندگی مردم رخت بربسته هر روز گرفتار بیمارستان و دوا و درمان می شوند و عمرهایشان كوتاه می شود و گرفتاری های اجتماعی و  ...

 و از نتیجه این تلاش ها و دویدن های روز و شب، جز پاره شدن زودتر كفش ها چیزی عایدشان نمی گردد.

پدران ما در گذشته با همان قلب پاك و با صفای روستایی خود نام خدا و رسول(ص) را بر دل و زبان خود می راندند و فضای دشت را با ذكرهای مقدس، معطر می كردند و این آیین مقدس و ذكر سلام و صلوات را به فرزندان خود نیز می آموختند كه شكرگزار خداوندی باشند كه این رزق و روزی را نصیبشان كرده و لطف خود را از آنان دریغ نكرده است.

هر چند در بعضی از روستاهای قائم شهر هنوز این آیین جشن خرمن و برداشت شالی با موسیقی و ویژه برنامه های خاص برگزار می گردد اما شاید تا چند سال دیگر به فراموشی سپرده شود و تنها در كتاب ها بتوان آن را مطالعه كرد و به فرهنگ غنی مردمان گذشته این سرزمین، افتخار كرد و شرمسار از همت نداشته خود بود.


 



نوع مطلب : آداب و رسوم مردم روستا، 
برچسب ها : جشن خرمن یا جشن برداشت شالی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 4 تیر 1394
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی